سيد محمد كمره اى
207
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
نير السلطان كه پسر خواهرش را اين قسم تربيت مىكنند و حال آنكه از همه بهتر مىدانند كه چقدر شرور [ بوده و ] به مردم اذيت مىكند . بعد زنهاى خانه كه طفل را ديدند گفتند ما از دست اين بچه چندى است معذب هستيم . مىآيد پشت دار آوازه مىخواند ، شيطانى مىكند و نمىگذارد روزها بخوابيم . چند مرتبه گفتيم كه رد شود فحش مىدهد و بد مىگويد . بالاخره من تيركمانش را نگاه داشتم . تشتت عمومى صبح هم قوام التجار كرمانشاهى با يك نفر ديگر از رفقا آمد . مقدارى صحبت كه سنه آتيه به واسطه اينكه اقبال الدوله خالصه در دست او است ماها را از بىنانى تلف مىكند . ماها يك ورقه چلوارى قريب پنجهزار مهر كرده مىخواهيم به شاه بفرستيم كه يك نفر را براى خالصه معين نمايند كه محل اطمينان و سرمايهدار به قدر سيصد هزار تومان باشد كه اگر مال دولت را نفله كرد از او بگيرند . حال شما با چند نفر ديگر بايد اين عريضه را به شاه برسانيد . بنده جوابى دادم كه اگر شاه بپرسد به چه آدم حكم كند بدهند كه ديگر مردم عريضه عرض نكنند چه جواب بدهم ؟ حال تشتت در مردم مانع از جريان امور شده است . بعد آنها رفتند . بعد از ناهار خوابيده ، چهار به غروب عبد الرسول خان آمد ، از خواب بيدار شده قدرى صحبت كرده ، كاغذى كه جواب كميته قم باشد نوشته ، دادم به ايشان . بعد از چايى و قدرى صحبت متفرقه كميته قم كه همان كميته سابق را موقتا به كار واداشتيم نه اينكه تشكيل جديد و انتخاب كميته كرده باشيم و از فساد كميته طهران كه حالاها ملتفت شديم كه چه عناصر فاسدى بودهاند بيان نموده ، بعد ايشان رفته من هم يك و نيم به غروب براى گرفتن حواله يمين الملك گروسى از طومانيانس از خانه بيرون ، احمد هم نان و دلمه براى اسماعيل و برگ مو به جهت ميرزا على آقا برداشته رفت . احوالپرسى حسين خان لله من هم رفتم كاروانسراى امير ، صدرايى را ديده تعارف كرد ، گفتم با طومانيانس كار دارم . گفت بستهاند . قدرى نشسته صحبت نموده باهم آمديم تا درب حجره